الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

45

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

چيزى در برابر آنها اختصاص نمىداد ، ( 1 ) در شيوهء خود سست و ناتوان مىنمود ، ولى چون روزِ مردى مىرسيد شيرى جهنده بود ، كسى را در آنچه عذرپذير بود ، سرزنش نمىكرد تا عذر او را منظور دارد ، شيوه‌اش اين بود كه مىكرد هر چه را مىگفت ، و مىكرد هر چه را هم نمىگفت ، چون دو كار برايش پيشآمد مىكرد كه نمىدانست كدام بهتر است ، هر كدام مخالف هواى نفس او بود منظور مىداشت ، شيوه داشت كه از دردى نمىناليد جز در نزد كسى كه ديدِ بهبودى از او داشت و با كسى مشورت نمىكرد جز آنكه اميد خيرخواهى از او مىبرد ، شيوه‌اش اين بود كه دل تنگى نمىكرد و خشم نمىورزيد و نمىناليد و دل نمىداد و انتقام نمىستاد و از دشمن غفلت نمىكرد ، بر شما باد به مانند اين اخلاق ارجمند اگر تاب آنها را داريد ، و اگر تاب همه را نداريد ، دريافت اندك به از واگذاشتن هر يك است ، و جنبش و توانائى نيست جز به خدا . ( 2 ) 27 - مهزم اسدى گويد : امام صادق ( ع ) فرمود : اى مهزم شيعهء ما كسى است كه : آوازش تا آنجا آهسته است كه از گوشش برنگذرد ، و دشمنيش از كالبد خودش به ديگرى تجاوز نكند ، ما را آشكارا مدح نگويد ، و با عيبگوى ما همنشينى نكند ، و با دشمن ما ستيزه ننمايد ، اگر مؤمنى را برخورد او را گرامى دارد ، و اگر به نادانى برخورد از او دورى كند ، گفتم : قربانت ، پس من چه كنم با اين شيعه مآبها ( كه خود را به شيعه بندند و از حقيقت آن بىخبرند ) فرمود : در آنها تشخيص و تبديل و آزمايش ، حكم فرما است ، دچار قحطى شوند و نابود گردند يا طاعونى آنها را بكشد يا اختلاف و دودسته‌گى آنها را پراكنده و نابود كند ، شيعهء ما كسى است كه : چون سگان زوزه نكشد و چون كلاغان طمع نورزد و اگر